مشکلات غذایی فضانوردان

ویلیام پوگ (William Pogue)، کشف شخصی جالب و کمی ناخوشایند داشته است. این فضانورد که در نوامبر 1973 (آبان 1352) خلبان سومین و آخرین ماموریت سرنشین دار به ایستگاه فضایی «اسکای لب» بود، پدیده ای را تجربه کرد که آن را با عنوان «آروغ خیس» می شناسند. ممکن است خنده تان بگیرد (یا حال تان به هم بخورد)، اما آروغ خیس در فضا جوک نیست. با قرار گرفتن در ایستگه فضایی، شرایط بی وزنی حاکم می شود و در نتیجه غذاها برخلاف شرایط زمینی، به طور خودکار و بر اثر نیروی وزن شان در معده ته نشین نمی شوند. گاز، مایع و جامد مرتبا به زیر دریچه مری (دریچه ماهیچه ای حلقوی شکلی که مری و معده را از هم جدا می کند) ضربه زده و فشار می آورند.

«ویکی کلوئریس» (Vickie Kloeris)، مدیر سامانه غذایی ایستگاه بین المللی فضایی و نیز مدیر آزمایشگاه سامانه غذاهای فضایی ناسا در مرکز فضایی «جانسون» در هوستون است. او می گوید: «عملکرد دریچه مری به کمک جاذبه کامل می شود و خود دریچه به تنهایی کافی نیست.» بنابراین اگر شما در فضا آروغ بزنید، چیزهایی غیر از گاز هم بازخواهد گشت. با این اوصاف، اوضاع در فضای محدود یک سفینه فضایی، می تواند به هم ریخته و رنج آور شود، مگر اینکه فضانورد دهان خود را بسته نگه دارد و آنچه را بالا آمده، دوباره ببلعد؛ کاری که پوگ، قهرمانانه انجامش می داد.

ممکن است مایعات و جامدات بیرون آمده بر اثر یک آروغ خیس، در هوا معلق بماند و بعدا به تجهیزات و وسایل حساس فضاپیما بچسبند و به آن آسیب بزنند. هر چند کلوریس می گوید این نگرانی بزرگی نیست اما بوگ در فضاپیمایش بیش از هر چیز دیگر، نگران این موضوع بود. او همه تلاش خود را کرد تا در این ماموریت 84 روزه حتی المقدور آروغ نزند.

نخستین تجربه ها

پیش از آن که پوگ یاد بگیرد چطور می تواند آروغش را کنترل کند، دیگران حتی بر سر این موضوع که اصلا آیا انسان ها می توانند در فضا چیزی بخورند و بیاشامند هم چالش داشتند. آیا قادرند بدون کمک جاذبه، غذا و نوشیدنی را ببلعند؟ آیا غذا می تواند در بدن، مسیر صحیح خود را طی کند تا مواد مورد نیاز به بخش های مختلف برسد؟

در آوریل 1961 (فروردین 1340)، «یوری گاگارین» به عنوان اولین انسانی که به فضا رفت، تلاش کرد تا پاسخ این سوالات را در حالی که درون فضاپیمای «وُستوک – 1» به دور زمین می چرخید، بیابد. او دو تیوب خمیردندان مانند (حاوی گوشت آب پز و کوبیده شده) را در دهانش فشار داد و یک تکه شکلات داخل دهانش گذاشت (احتمالا نه در یک زمان).

او به سختی آنها را بلعید و موفق شد. بعد از جنگ سرد، تقریبا یک سالی طول کشید تا در نتیجه پروژه «مِرکوری» یک فضانورد آمریکایی بتواند بیرون از محیط زمین مستقر شود. وقتی پرواز «جان گِلِن» در فضاپیمای «فرندشیپ 7» در فوریه سال 1962 (بهمن 1340) آغاز شد، برای او تیوب هایی حاوی گوشت گوساله و سبزیجات آب پز و کوبیده، سس سیب و پاکت های پودر آب میوه تدارک دیده شده بود. به این ترتیب ثابت شد که بلعیدن، عملی وابسته به جاذبه نیست.

به دلیل حرکت مارگونه حلقه های ماهیچه ای مری، غذا و نوشیدنی از اولین لقمه تا آخرینش، مثل موج به داخل شکم هدایت می شوند؛ بنابراین در شرایط جاذبه صفر، این کار نیز آزادانه انجام می گیرد. در سال های بعد پروژه مرکوری و بعد از این که خیال فضانوردان از این موضوع راحت شد، سعی کردند تا تیوب غذاهای بیشتری را همراه خود ببرند.

ماده اشتباه

در اواسط دهه 1960 و در پروژه «جِمینی»، وضعیت تغذیه تفاوت زیادی پیدا نکرد. پروژه ای که با ماموریت هایی طولانی تر، به بررسی تجهیزات و مهارت های مورد نیاز سفر به ماه می پرداخت. در پروژه مرکوری، غذا در تیوب ها برده می شد و در جمینی، در کیسه های کوچک مخصوص.

در موزه ملی هوا و فضای «اسمیت سونیان» آمریکا بهترین تعریف از این بسته بندی های غذایی را می توان مشاهده کرد: «غذاهای خشک شده به صورت « فریز – درای » (خشک کردن انجمادی)، هر کدام به اندازه یک گاز یا لقمه که با ژلاتین یا روغن پوشانده شده اند تا خرد نشوند.»

کیسه غذاهای جمینی، تجسم غذایی اند که هنوز بسیاری از مردم، آن را مترادف با سفرهای فضایی می دانند (البته بخشی از آن، به لطف محبوبیت غیرقابل توضیح بستنی های منجمد فضایی است که در فروشگاه «یادگاری های موزه فضایی» عرضه می شود) اما در واقعیت، آن مربع های اسفنجی خشک شده تنها یک بار به فضا راه پیدا کردند و سپس برای همیشه کنار گذاشته شدند؛ دلیلش هم بافت عجیب و غریب و مزه افتضاح آنها بود.

در پروژه جمینی، یک نکته دیگر هم به روشنی مشخص شد که البته مدیران زندان و ناخدایان کشتی هم از مدت ها قبل آن را می دانستند؛ کسانی که در مدتی طولانی در فضایی محدود محصور شده اند، نسبت به کیفیت، کمیت و نوع غذای شان وسواس پیدا می کنند.

درباره غذاهایی که تقریبا تمام فضانوردان از آنها متنفر بودند، موضع معترضانه فراگیری شکل گرفت. «گاس گریسام» فرمانده ماموریت «جمینی 3» هم، پیش از آن که در مارس 1965 (اسفند 1343) وارد فضا شود، یکی از بزرگترین معترضان و نکوهش گران غذاهای فضایی بود. کمک خلبان او «جان یانگ»، نقشه زیرکانه ای برای خروج از وضعیت موجد داشت.

کمی بعد از آن که این دو نفر در مدار گردشی زمین قرار گرفتند، یانگ دست در جیب لباس فضایی اش کرد و با پوزخندی به گریسام گفت: «نظرت درباره یک ساندویچ گوشت نمک سود چیه فرمانده؟» او این سوال را در حالی پرسید که بسته ای را که قاچاقی با خودش آورده بود به فرمانده اش می داد. گریسام که کیفور و شگفت زده شده بود، چند گاز از آن کند؛ البته پیش از این که مجبور شود ساندویچ را به خاطر ابری از خرده نان های شناور که گاز زدن هایش ایجاد کرده بود، دور بیندازد اما خنده آنها روی زمین چندان دوام نیاورد.

کنگره آمریکا خیلی سریع جلسه ای تشکیل داد تا بررسی کند اگر این ساندویچ قاچاقی و تکه هایش، خطری برای برنامه فضایی نوپا و فضاپیمای آنها ایجاد می کرد، چه می شد. با این حال مقصران این اتفاق (یانگ و گریسام)، تعهد دادند که دیگر دست به چنین اقداماتی نزنند و جریمه ای برایشان در نظر گرفته نشد.

زمانی که در ژوییه 1969 (تیر ماه 1348) پروژه «آپولو 11» در مرحله پرتاب سفینه به سمت ماه قرار داشت، شاید می دانستیم که چگونه می توان انسانی را به ماه فرستاد اما هنوز نمی دانستیم چطور می توان در این ماموریت،غذای خوبی را نیز همراهش کرد. فضانوردان آپولو به جای غذاهای سردی که در جمینی به صورت منجمد و خشک شده بودند، از مواد غذایی گرمی که به همان روش خشک شده بود استفاده کردند.

این غذا شامل یک خورکی مخصوص صبحانه بود که از سوی یکی از فضانوردان ماموریت، با این عبارت تاریخی توصیف شد: «تکه های لاستیکی درشت، با عطر و طعم سوسیس»؛ اگرچه کالری دریافتی ناین فضانوران، 200 کالری بیشتر از 2800 کالری روزانه بود اما فضانوردان آپولو نیز با همان مشکلاتی مواجه شدند که فضانوردان قبلی، وقتی بیش از یک یا دو روز در فضا می ماندند، مواجه می شدند؛ آنها کم غذا می خوردند و به میزان قابل توجهی وزن کم می کردند. این برای کسی که قرار است مدتی طولانی را خارج از زمین بگذراند، خبر بدی است.

ما مشکل داشتیم

در مقابله با این ناخرسندی فراگیر، بعد از ماموریت های آپولو، برنامه ریزان متوجه شدند که پیش از ارسال فضانوردان به اولین ایستگاه فضایی آمریکا (اسکای لب)، با سختی هایی جدی مواجه هستند. در صورتی که پرسنل فضاپیما نمی توانستند خودشان را با غذاهای تدارک دیده شده وفق دهند، ماموریت های برنامه ریزی شده یک تا سه ماهه پروژه به مشکلات جدی برمی خورد.

در بازه زمانی پرتاب اسکای لب (در سال 1973) تا آتش گرفتنش (در سال 1979)، این ایستگاه تنها میزبان 9 نفر بود اما از نظر سامانه تغذیه در یکی از بهترین وضعیت ها تاکنون قرار داشته. منوی غذای آنها 72 نوع مختلف غذاهای منجمد و یخچالی را شامل می شد که این تنوع نه پیش و نه پس از آن سابقه نداشته است. با وجود مشکل معدَوِی بوگ، ارتقای رژیم غذایی تدارک دیده شده در اسکای لب موثر واقع شد. برای اولینه بار، فضانوردان بدون این که نسبت به ابتدای سفر وزن کم کنند، به زمین بازگشتند.

تجربه موفق اسکای لب، در بنرامه غذایی خدمه ایستگاه فضایی بین المللی هم تکرار شد؛ ایستگاهی که از سال دو هزار تاکنون، همزمان میزبان حداکثر شش خدمه بوده است، در عین حال این تجربه ها، روشنگر چالش های پیش روی کسانی شد که آرزوی فرستادن انسان به مریخ را دارند.

به قوئل کلوریس، «تکراری و کهنه شدن منو، مشکل حل نشده ای است که می تواند توانایی و کارتآیی پرسنل را در سفر به مریخ کاهش دهد.»

البته چالش آماد (لجستیک) نیز مشکلی است که باید بر آن غلبه کرد. طی ماموریت به مریخ، هر نفر تقریبا به 1500 کیلوگرم غذا نیاز دارد که تمام شان باید تاریخ مصرفی حدود پنج سال داشته باشد. کلوریس می گوید: «ما می توانیم غذاهایی درست کنیم که در این مدت طولانی دوام بیاورند اما مشکل اینجاست که معلوم نیست کیفیت غذای تولید شده چطور خواهد بود.»

اما بعد از این که پرسنل مستقر در فضا این غذاها را خوردند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ کلوریس می گوید همانطور که از فضانوردان انتظار نمی رود در طول ماموریت شان در ایستگاه فضایی بین المللی آروغ خود را نگه دارند، لازم نیست در ماموریت به سیاره سرخ نیز چنین کنند. البته ناسا دستورالعمل مشخصی درباره موضوع ذکر شده ارائه نکرده و معمولا در مراحل گزارش گیری پس از ماموریت ها از سوی فضانوردان نیز چنین مشکلی مطرح نمی شود؛ «این موضوع معمولا اصلا مطرح نمی شود تا درباره اش بحث شود.»

پاسخ دهید

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.